در عکاسی ، نوردهی سه رکن عمده دارد، یکی میزان گشودگی دریچه ی دیافراگم ( یا عدد دیافراگم که با f نشانش می­دهند) ، سرعت شاتر ( اینکه شاتر به چه مدت زمانی باز باشد و نور وارد دوربین بشود) و رکن سوم حساسیت المان ثبت کننده ی تصویر ( فیلم عکاسی یا سنسور الکترونیکی CCD یا CMOS ) نسبت به نور دریافتی.

حساسیت سنسور یا فیلم عکاسی نسبت به نور را با مقیاسی به نام ISO نشان می­دهند. هرچه این عدد کوچکتر باشد یعنی سنسور در وضعیتی با حساسیت کمتری قرار گرفته و باید نور بیشتری به سنسور برسد تا تصویر روشن ثبت شود و هرچه عدد ISO بزرگتر باشد یعنی حساسیت سنسور بیشتر است و با نور کمتری قادر به ثبت تصویر خواهیم بود. در عکاسی با دوربین آنالوگ با توجه به سوژه و موقعیت عکاسی از نقطه نظر نوردهی ( مثلا اینکه عکاسی در شب است یا روز، یا از چشمه ی نور میخواهیم عکس بگیریم یا از جسمی کدر و ...) می بایست فیلم عکاسی با حساسیت مناسب را در دوربین قرار بدهیم در حالی که در عکاسی دیجیتال با توجه به سنسور استفاده شده در دوربین ، قابلیت تنظیم سریع حساسیت سنسور با استفاده از منوهای موجود در دوربین وجود دارد – دقت کنید که نکته ی اخیر یکی ازبرتریهای دوربینهای دیجیتال نسبت به دوربینهای آنالوگ به شمار می-رود ، تصور کنید که در یک سفر تفریحی میخواستید از یک کویر و پس از آن، در ادامه از درون یک غار کمنور عکاسی کنید ، برای تنظیم حساسیت موردنیاز ناچار به طی پروسه ی تعویض فیلم بودید، اما با فشردن یک دکمه در دوربینهای دیجیتال این امکان میسر شده است!- معمولا همه ی دوربینهای دیجیتال قابلیت عکاسی از بازه ی ISO200 تا ISO 1600 را دارند ( البته دوربینهای جدیدتر بازه ی حساسیت بسیار گسترده تری را پوشش می­دهند)[1]

همان طور که گفتیم برای تنظیم نوردهی در عکاسی باید از سه ابزارِ دیافراگم، سرعت شاتر و حساسیت سنسور استفاده ی مناسب را ببریم. فرض کنید دیافراگم را روی یک عدد مناسب ثابت کرده ایم. (مثلا f 1.8) حال باید با کنترل همزمان سرعت شاتر و ISO ی مناسب نور کافی و مدنظرمان را به دست بیاوریم. اگر در یک محیط بسیار پرنور – ظهر یک روز آفتابی- عکاسی میکنیم بدیهی است که باید از شاتر سریعتر و حساسیت کمتری استفاده کنیم. در محیطهای کمنورتر این امر دقت بیشتری را می­طلبد اگر بدون سه پایه عکاسی میکنیم هرچه زمان نوردهی ما بیشتر باشد – شاتر کندتر- امکان تکان خوردن دست و درنتیجه محو شدن تصویر بیشتر است بنابراین در چنین شرایطی باید سرعت شاتر را بالا ببریم ، بالا رفتن سرعت شاتر به کمتر شدن نور دریافتی منجر می­شود، در نتیجه باید حساسیت سنسور را زیاد کنیم (یعنی ISO های بالاتر) تا کمبود نور ورودی جبران بشود. (مثلا اگر با ISO200 و سرعت شاتر 1/250 ثانیه عکاسی می­کنید، با تنظیم ISO 400 اگر شاتر را روی 1/500 ثانیه تنظیم کنیم روشنایی تصویر مشابه حالت اول خواهد بود)

نکته:

وقتی دیافراگم ثابت باشد روشنایی تصویر با حاصل ضرب ISO در سرعت شاتر متناسب خواهد بود!

یا درحالتی مشابه اگر بخواهیم از موضوعی متحرک عکس بگیریم ( مثلا عکاسی ورزشی) اگر سرعت شاتر کم باشد ، تصویر محو خواهد شد ، در این حالت برای به دست آوردن تصویر واضح – به اصطلاح فریز کردن سوژه- باید سرعت شاتر را بالا ببریم ( به عبارت دیگر زمان نوردهی کمتر میشود) برای جبران نور، بایستی از ISOهای بالا استفاده کنیم تا عکس به دست آمده به اندازه ی کافی روشن باشد.

نکته ی دیگر اینکه بالابردن ISO تاثیر منفی در کیفیت عکس ثبت شده خواهد داشت، یا به اطلاح تصویر ما دچار "نویز" خواهد بود. و این نکته را هم باید در هنگام عکاسی لحاظ کرد. یکی از آزمونهای مهم برای رده بندی کیفی دوربینها ، مقایسه ی نویز تصویرهای ثبت شده در ISOهای مختلف است. (البته نویز و کیفیت تصویر تنها به ISO بستگی ندارد که در جای خود توضیح داده خواهد شد).

دوربینهای دیجیتال امروزی قابلیت تنظیم ISO خودکار دارند ، بدین صورت که با قرار دادن ISO در حالت خودکار ، دوربین با توجه به نورمحیط و سرعت شاتر ISOمناسب را انتخاب می­کند.

iso-1

(راهنمایی تقریبی برای تنظیم حساسیت سنسور ، البته لازم به ذکر است که نوردهی در عکاسی با در نظر گرفتن دیافراگ ، سرعت شاتر و درنهایت حساسیت ISO کنترل می­شود و راهنمای ذکر شده برای یک حالت پیش فرض عمومی آورده شده است)

 

iso-2

 

 


[1]مثلا دروبین Nikon D5300 در حالت استاندارد خود بازه ی ISO100 تا ISO12800 را پوشش می­دهد.

نوشتن دیدگاه

Photogram Designed by Mina Doosti

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است